کد خبر: ۲۹۵۵۲۲
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۴۰۳ - ۱۹:۳۸

اشغال و مقاومت قبل از شـروع جنـگ تحمیلی 

 
 
کامران پورعباس
به رغم نزدیکی فرهنگی و مذهبی و تمدنی عراق با ایران –که طی یک دهه اخیر دوستی و نزدیکی دو ملت ایران و عراق در راهپیمایی اربعین به خوبی نمود یافته است- اما تا قبل از سقوط صدام، با دخالت و تحریک قدرت‌های استکباری، روی کار بودن رژیم‌های جاه طلب و جنگ طلب در عراق و ضعف دولت‌های قبل از انقلاب اسلامی و شرایط بی‌ثبات ماه‌های اول انقلاب در کشورمان، حتی قبل از شروع جنگ تحمیلی دچار تنش‌های مرزی و نظامی می‌شدند.
کشور عراق‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و فروپاشی‌ امپراطوری‌ عثمانی‌ از سه‌ ایالت‌ بصره، بغداد و موصل‌ تحت‌ قیمومت‌ انگلستان‌ در سال‌ 1920م‌ تأسیس‌ شد و در سال‌ 1932م‌ استقلال‌ سیاسی‌ خود را به‌ دست‌ آورد. آخرین‌ وضعیت‌ مرزهای‌ آبی‌ و خاکی‌ عراق‌ با‌ پروتکل‌ 1913م‌ اسلامبول‌ و کمیسیون‌ تحدید حدود 1914م‌ تعیین‌ شده‌ بود. براساس‌ این پروتکل‌ که‌ با دخالت‌ و اعمال‌ نفوذ مستقیم‌ دو دولت‌ روسیه‌ و انگلستان‌ به‌ ایران‌ تحمیل‌ شد، شط‌العرب‌و تمام‌ جزایر آن که‌ زمانی‌ به صورت‌ مشترک‌ توسط‌ دو دولت‌ ایران‌ و عثمانی‌ اداره‌ می‌شد، تحت‌ حاکمیت‌ دولت‌ عثمانی‌ قرار گرفت؛ زیرا این‌ کشور قبلاً طی‌ قراردادی‌ امتیاز کشتیرانی‌ در اروندرود را به‌ دولت‌ انگلستان‌ واگذار کرده‌ بود. لذا دولت‌ انگلستان‌ در حمایت‌ از دولت‌ عثمانی، به‌ ایران‌ فشار آورد و به‌ پذیرش‌ حاکمیت‌ کامل‌ عثمانی‌ بر شط‌العرب‌ مجبورش کرد. در حالی که‌ در همین‌ زمان‌ «خط‌ تالوگ» یا «خط‌ القعر» به‌عنوان‌ عرف‌ بین‌المللی‌ مورد پذیرش‌ همسایگان‌ واقع‌ شده‌ و در بسیاری‌ موارد به‌ اجرا گذاشته‌ شده‌ بود.
با توجه‌ به‌ تحمیلی‌ بودن‌ پروتکل‌ 1913 و عدم‌ توجه‌ به‌ حقوق‌ ایران‌ در اروندرود، از همان‌ ابتدای‌ تأسیس‌ دولت‌ عراق، ایران‌ خواستار حل‌ و فصل‌ مناقشات‌ مرزی‌ و به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شدن‌ حقوق‌ مسلم‌ خود بر شط‌العرب‌ و تعیین‌ خط‌ تالوگ‌ (خط‌القعر) به عنوان‌ خط‌ مرز آبی‌ دو کشور شد و پروتکل‌ 1913 و صورت‌ جلسات‌ منضم‌ به‌ آن‌ را به‌ دلیل‌ لغو آن‌ از سوی‌ دولت‌ ترکیه‌ (جانشین‌ دولت‌ عثمانی) و عدم‌ تصویب‌ آن‌ در مجلس‌ ایران‌ باطل‌ و بلااثر اعلام‌ کرد. 
دولت‌ ایران‌ با فشار انگلستان در 13 تیر 1316‌ عهدنامه‌ مرزی‌ جدیدی‌ با عراق‌ امضا کرد که‌ بر اساس‌ آن، نه‌ تنها حقوق‌ مسلم‌ ایران‌ در اروندرود نادیده‌ گرفته‌ شد، بلکه‌ «تحدید حدود 1914» که‌ بر اساس‌ آن‌ قسمتی‌ از اراضی‌ ایران‌ به‌ دولت‌ عثمانی‌ و سپس‌ به‌ دولت‌ عراق‌ واگذار می‌شد، به‌ تأیید ایران‌ رسید. چهار روز بعد از امضای‌ این قرارداد، دولت‌ انگلستان‌ پیمان‌ سعدآباد را به‌ امضای‌ چهار دولت‌ ایران، عراق، ترکیه‌ و افغانستان‌ رسانید. به‌ این‌ ترتیب‌ یک‌بار دیگر مصالح‌ ملی‌ ایران‌ و منافع‌ حیاتی‌ آن‌ در شط‌العرب‌ فدای‌ منافع‌ استعماری‌ شد. 
با وجود‌ اینکه‌ دولت‌ عراق‌ به‌ تمام‌ و کمال‌ از این‌ عهدنامه‌ مرزی‌ منتفع‌ شده‌ بود، اما از کارشکنی‌ در اجرای‌ بندهایی‌ از آن‌ که‌ متضمن‌ حقوق‌ ایران‌ می‌شد، دست‌ بر نداشت. به عنوان‌ نمونه‌ طبق‌ ماده‌ اول پروتکل‌ منضم‌ به‌ عهدنامه‌ مرزی‌ 1937‌ می‌بایست‌ کمیسیون‌ فنی‌ «حدود خط‌ تالوگ‌ را در محدوده‌ آبادان» به‌ طور قطعی‌ تعیین‌ کند که عراق‌ با بهانه‌های‌ مختلف‌ تشکیل‌ کمیسیون‌ را به‌ تأخیر انداخت‌ و به‌ این‌ ترتیب‌ عملاً‌ ماده‌ 2 پروتکل که‌ آن‌ کشور را موظف‌ به‌ تشکیل‌ کمیسیون‌ فنی‌ ظرف‌ مدت‌ یک‌سال‌ کرده‌ بود، را نقض‌ کرد.
این‌ روند تخلف و کار شکنی‌ عراق‌ تا سال‌ 1958 ادامه یافت، همان سالی که در آن کودتای‌ عبدالکریم‌ قاسم‌ و سقوط‌ رژیم‌ پادشاهی‌ عراق‌ اتفاق افتاد. در تمام‌ این‌ مدت، دولت‌ عراق‌ با کنترل‌ کامل‌ کلیه‌ امور شط‌العرب، کوچک‌ترین‌ امکانی‌ برای‌ مداخله‌ ایران‌ باقی‌ نگذاشت‌. 
پس از به‌ قدرت‌ رسیدن‌ عبدالکریم‌ قاسم،‌ روابط‌ عراق‌ با ایران‌ وخیم‌تر شد. دولت‌ عراق‌ از تردد کشتیها به‌ سوی‌ بندر تازه‌ تأسیس‌ خسروآباد جلوگیری‌ و اعلام‌ کرد که‌ خسروآباد را به‌ عنوان‌ یک‌ بندر نمی‌شناسد و منکر حقوق‌ تاریخی‌ ایران‌ در داشتن‌ بندر خسروآباد در اروندرود شد. اعتراض‌ ایران‌ در این‌ مورد به‌ جایی‌ نرسید و عراق‌ ضمن‌ پافشاری‌ بر نظراتش، از حرکت‌ کشتیها جلوگیری‌ کرد. برای‌ مقابله‌ با این‌ اقدام‌ عراق، دولت‌ ایران‌ در آذرماه‌ 1338ش با انجام‌ مانوری‌ نظامی‌ اقدام‌ به‌ اسکورت‌ کشتیها با ناوگان‌ جنگی‌ از دهانه‌ شط‌ تا بندر خسروآباد کرد. در ادامه‌ ماجرا و در پی‌ تصمیم‌ دولت‌ ایران‌ مبنی‌ بر انجام‌ کلیه‌ امور بندری‌ در آبادان‌ و اعلام‌ این‌ تصمیم‌ در سال‌ 1339ش‌، دولت‌ عراق‌ که‌ تا این‌ سال‌ کلیه‌ امور بندری‌ و هدایت‌ کشتیها را در محدوده‌ آبادان‌ و حتی‌ در آب‌های‌ داخلی‌ ایران‌ توسط‌ مأموران‌ بندر بصره‌ انجام‌ می‌داد، از همکاری‌ راهنمایان‌ عراقی‌ در امر کشتیرانی‌ به‌ آبادان‌ جلوگیری‌ کرد و با خاموش‌ کردن‌ چراغهای‌ راهنمایی، مانع‌ از حرکت‌ کشتیها به‌ آبادان‌ شد. در نتیجه‌ بندر آبادان‌ به‌ مدت‌ نه‌ هفته‌ تعطیل و صادرات‌ نفت‌ ایران‌  متوقف‌ و حدود سی‌ میلیون‌ دلار به‌ ایران‌ خسارت‌ وارد شد. دولت‌ ایران‌ برای‌ جلوگیری‌ از عواقب‌ ناشی‌ از تعطیلی‌ کلی‌ پالایشگاه‌ آبادان، به ناچار از تصمیم‌ خود صرف‌ نظر کرد و تسلیم‌ خواسته‌های‌ غیرقانونی‌ دولت وقت عراق‌ شد.
عبدالکریم‌ قاسم رئیس‌جمهور‌ عراق، در دسامبر 1959م مدعی‌ شد که‌ خرمشهر قسمتی‌ از عراق‌ بوده‌ و دولت‌ عثمانی آن‌ را به‌ ایران‌ داده‌ است و پس‌ از مدتی‌ این ادعاها سراسر استان‌ خوزستان‌ را در بر گرفت. 
دولت وقت عراق برای آزادسازی‌ خوزستان، گروهک جبهه التحریر(جبهه آزادی بخش اهواز) را با کمکهای‌ مالی‌ و تسلیحاتی‌اش در خوزستان‌ به وجود آورد. این‌ جبهه، هدف‌ خود را آزاد سازی‌ خوزستان‌ از طریق‌ مسلحانه اعلام‌ کرد. 
شدت یافتن اختلافات و درگیری‌ها 
پس از روی کار آمدن بعثی‌ها
اختلافات‌ بین‌ دو کشور ایران‌ و عراق‌ پس‌ از اینکه‌ حزب‌ بعث‌ از طریق‌ کودتایی‌ نظامی‌ در تیرماه‌ 1347ش درعراق‌ به‌ قدرت‌ رسید، شدت‌ بیشتری‌ به‌ خود گرفت. در اثر کودتا، احمد حسن‌ البکر رئیس‌جمهور و صدام معاونش و شخص شماره دو عراق شد.
بعثی‌ها در ابتدای‌ امر و برای آرام‌ کردن‌ اوضاع‌ داخلی‌ و تثبیت‌ اقتدارشان از طرح‌ اختلافات‌ با ایران‌ پرهیز کردند. به‌ همین‌ جهت، نسبت‌ به‌ حل‌ و فصل‌ اختلافات‌ مرزی‌ با ایران‌ روی‌ خوش‌ نشان‌ دادند و معاون‌ نخست‌ وزیر عراق در آذر ماه‌ 1347ش‌ در سفری‌ به‌ تهران‌ آمادگی‌ کامل‌ دولت‌ عراق‌ را برای‌ حل‌ مسائل‌ معوقه‌ وتعیین‌ مرزهای‌ دو کشور طبق‌ مقررات‌ جهانی‌ و به‌ صورت‌ معمول‌ بین‌المللی‌ ابراز کرد.
بعد از مدت‌ کوتاهی، مواضع‌ دولت‌ جدید عراق تغییر پیدا کرد یافت‌ و حکام‌ جدید نیز همچون‌ اسلاف‌ خود ادعاهای‌ گذشته‌ را در مورد اروندرود تکرار کردند.
دولت‌ ایران‌ با استناد به‌ این‌ مسئله‌ که‌ عهدنامه‌ مرزی‌ ایران‌ و عراق‌ مورخه‌ 1316ش‌ طی‌ 32 سالی‌ که‌ از تاریخ‌ انعقاد آن‌ می‌گذرد، همواره‌ مورد بی‌اعتنائی‌ دولت‌ عراق‌ قرار گرفته‌ و از اجرای‌ مفاد آن‌ با اتخاذ رویه‌ دفع‌الوقت‌ سرباز زده‌اند، این عهدنامه‌ مرزی را رسماً‌ منتفی اعلام‌ کرد. 
در این شرایط، نیروهای‌ نظامی‌ دو کشور در مرزها به‌ حالت‌ آماده‌باش‌ در آمدند و ایران‌ تحت‌ حمایت‌ ناوچه‌های‌ جنگی، کشتیهای‌ خود را از شط‌العرب‌ عبور داد. در مقابل، دولت‌ عراق‌ دو روز پس‌ از اعلام‌ رسمی‌ لغو قرارداد، به‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ شکایت‌ کرد. به‌ دنبال‌ آن،‌ حدود پنجاه‌ هزار نفر از ایرانیان‌ را که‌ سالها در آن‌ کشور اقامت‌ داشتند، از خاک‌ عراق‌ اخراج‌ و اموال‌ آنان‌ را مصادره‌ کرد.
در نتیجه‌ این‌ اقدامات، روابط‌ ایران‌ و عراق‌ به‌ سرعت‌ رو به‌ وخامت‌ گذاشت‌.
علاوه‌ بر اقدامات‌ مذکور، بعثی‌ها به‌ منظور جبران‌ ناتوانی‌شان در عکس‌العمل‌ نظامی، با راه‌اندازی‌ جنگ‌ گسترده‌ تبلیغاتی، اقدام‌ به‌ حمایت‌ از سازمانهای‌ وابسته‌ به‌ خود در داخل‌ ایران‌ کردند. در این‌ راستا جبهه‌ آزادیبخش‌ خوزستان با کمک‌های‌ مالی‌ و تسلیحاتی‌ و با واگذاری‌ ایستگاه‌ رادیویی‌ ازسوی‌ عراق، تجدید سازمان‌ شد.
با آغاز دهه‌ 1970م‌ و اعلام‌ خروج‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ از منطقه و‌ با آشکار شدن‌ علائمی‌ دال‌ بر به‌ عهده‌ گرفتن‌ ژاندارمی‌ خلیج‌ فارس‌ از سوی‌ شاه‌ ایران‌ در دکترین‌ نیکسون رئیس‌جمهور وقت‌ آمریکا، دولت‌ عراق‌ بسیار تلاش‌ کرد تا رهبری‌ جریان‌ مخالف‌ سیاستهای‌ منطقه‌ای‌ ایران‌ را به‌دست‌ گیرد. 
در پی‌ اعلام‌ تصمیم‌ دولت‌ انگلستان‌ مبنی‌ بر خروج‌ نیروهای‌ آن‌ کشور از خلیج‌ فارس‌ در سال‌ 1971م‌ و اعاده‌ حاکمیت‌ ایران‌ بر جزایر سه‌گانه‌ ابوموسی، تنب‌ بزرگ‌ و کوچک‌ که‌ آن‌ هم‌ درواقع‌ به‌ ازای‌ واگذاری‌ بحرین‌ انجام‌ شد، دولت‌ عراق‌ شدیداً‌ به‌ این‌ مسئله‌ اعتراض‌ کرد و ضمن‌ قطع‌ روابط‌ سیاسی‌ خود با ایران،‌ اعلام‌ کرد که‌ این‌ جزایر متعلق‌ به‌ اعراب‌ است. به دنبال‌ آن، دولت‌ بعثی‌ عراق‌ به‌ اتحادیه‌ عرب‌ و شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ شکایت‌ برد. 
دولت‌ عراق‌ در ادامه‌ خصومتهایش‌ در سال‌ 1971م بیش‌ از هفتاد هزار نفر از ایرانیان‌ مقیم‌ آن‌ کشور را اخراج‌ کرد و نیروهای‌ نظامی‌ آن‌ کشور تحرکاتی‌ را در مرزهای‌ ایران‌ انجام‌ دادند. در پی‌ این‌ تحرکات، در آذر ماه‌ 1350 درگیریهای‌ مرزی‌ شدیدی‌ با استفاده‌ از سلاحهای‌ سنگین‌ بین‌ دو طرف‌ درگرفت‌ که‌ در اثر آن، تعداد زیادی‌ از نیروهای‌ نظامی‌ ایران و عراق کشته‌ و مجروح‌ شدند. متعاقب‌ آن، دولت‌ عراق‌ به‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ شکایت‌ برد و شورای‌ امنیت‌ تشکیل‌ جلسه‌ داد و قطعنامه‌ شماره‌ 348 را در 7 خرداد 1353ش‌ صادر کرد. در این‌ قطعنامه‌ رعایت‌ آتش‌بس، فراخوانی‌ نیروها از مرزهای‌ یکدیگر، خودداری‌ از هر گونه‌ اقدامی‌ که‌ موجب‌ تشدید بحران‌ گردد و انجام‌ مذاکره‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ توافق‌ کامل،‌ خواسته‌ شده‌ بود.
عهدنامه‌ الجزایر یکی‌ از عجیب‌ترین‌ 
معاهدات‌ بین‌المللی‌ تاریخ‌ معاصر
 برای‌ اجرای‌ این‌ قطعنامه، وزرای‌ خارجه‌ ایران‌ و عراق‌ در شهریور 1353ش‌ مذاکراتی‌ را در استانبول‌ ترکیه‌ آغاز کردند که به بن‌بست رسید. اما این‌ بن‌بست‌ زیاد طول‌ نکشید و دو کشور در ششم‌ مارس‌ 1975م با میانجیگری‌ هواری‌ بومدین رهبر فقید الجزایر و طی‌ ملاقات‌ شاه‌ با معاون‌ و رئیس‌جمهور‌ عراق‌ در جریان‌ کنفرانس‌ سران‌ اوپک‌، بیانیه‌ای‌ را امضا کردند که‌ به‌ بیانیه‌ الجزایر معروف‌ شد. براساس‌ بیانیه، ظاهراً‌ کلیه‌ اختلافات‌ فیمابین‌ حل‌ و فصل‌ گردید و دولت‌ عراق‌ پس‌ از سالها حقوق‌ ایران‌ را در اروندرود به‌ رسمیت‌ شناخت. 
عراق‌ که‌ از نظر داخلی‌ موقعیت‌ نابسامانی‌ داشت‌ و به ویژه‌ با مسئله‌ جدایی‌طلبان‌ کُرد که‌ به طور مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ توسط‌ شاه‌ ایران‌ و آمریکا حمایت‌ می‌شدند مواجه‌ بود، نسبت‌ به‌ ادعای‌ مرزی‌ خود در قبال‌ ایران‌ نرمش‌ به خرج‌ داد.
عهدنامه‌ الجزایر یکی‌ از عجیب‌ترین‌ معاهدات‌ بین‌المللی‌ تاریخ‌ معاصر است. عهدنامه‌ای‌ که‌ با فشار دولت‌ آمریکا بر عراق‌ امضا شد و در سازمان‌ ملل‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ بود، چهار سال‌ بعد باتشویق‌ و تحریض‌ همان‌ دولت‌ توسط‌ صدام ملغی‌ و نقض‌ شد. 
 پس‌ از امضای‌ عهدنامه‌ 1975م الجزایر، روابط‌ ایران‌ و عراق‌ به‌ طرز چشمگیری‌ بهبود یافت‌ و دو کشور تلاش‌ زیادی‌ برای‌ تحکیم‌ مناسبات‌ خود کردند. 
در سال‌ 1355ش مفاد عهدنامه‌ها و موافقتنامه‌های‌ منعقد شده‌ به‌ اجرا درآمد و مرحله‌ جدیدی‌ در مناسبات‌ دو کشور آغاز شد. سال‌ 1356ش نیز سال‌ موفقی‌ در زمینه‌ هماهنگی‌ و همکاری‌های‌ مربوط‌ به‌ اجرای‌ عهدنامه‌ الجزایر بود. 
با آغاز سال‌ 1357ش که‌ با تشدید ناآرامیهای‌ مردمی‌ در ایران‌ همراه‌ بود، طبق‌ توافق‌ آذرماه‌ 1356ش در تهران، پس‌ از یک‌ سال‌ تأخیر مذاکرات‌ کمیسیون‌ مختلط‌ ایران‌ و عراق‌ با شرکت‌ هیئتهای‌ وزارت‌ امور خارجه‌ دو کشور از 24 اردیبهشت‌ تا 10 خرداد 1357ش تشکیل‌ شد. در این‌ جلسات‌ هیئت‌ ایرانی‌ اعلام‌ کرد که‌ ایران‌ آمادگی‌ دارد کار تحویل‌ و تحول‌ آن‌ قسمت‌ از اراضی‌ و مستحدثات‌ خصوصی‌ و عمومی‌ که‌ بر اثر علامت‌گذاری‌ مجدد مرز زمینی‌ تعلق‌ ملی‌ آنها تغییر یافته‌ است‌ را به‌ انجام‌ برساند. اما هیئت‌ عراقی‌ اعلام‌ کرد که‌ قبل‌ از تحویل‌ و تحول‌ باید محل‌ برخی‌ از علائم‌ (21 میله‌ مرزی) تغییر کند، موضوعی‌ که‌ از قبل‌ بر سر آن‌ توافق‌ شده‌ و حتی‌ اسناد تصویب‌ آنها مبادله‌ شده‌ بود. به‌ دنبال‌ مخالفت‌ هیئت‌ ایرانی‌ با این‌ درخواست، هیئت‌ عراقی‌ کار را نیمه‌ تمام‌ گذاشت و در 11 خردادماه‌ تهران‌ را ترک‌ کرد. از این‌ پس‌ کارشکنی‌ دولت‌ عراق‌ در مورد عهدنامه‌ الجزایر صورت‌ رسمی‌ به خود گرفت‌ و آن‌ را به طرز شیطنت‌آمیزی‌ مورد اهمال‌ و بی‌توجهی‌ قرار داد تا اینکه‌ با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در 22 بهمن‌ 1357ش، نظام‌ شاهنشاهی در ایران‌ سرنگون‌ شد و اختلافات‌ دو کشور به‌ نظام‌ سیاسی‌ جدید ایران‌ به‌ ارث‌ رسید.
دخالت‌های رژیم بعث عراق در امور ایران
 پس از پیروزی انقلاب اسلامی
یکی از سیاستهای خصمانه بعثی‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دخالت آشکار و وسیع در امور داخلی ایران و به طور مشخص تحریک مخالفان و معاندان انقلاب و تجهیز شورش‌های قومیتی بود. دولت عراق اقدام به راه‌اندازی رادیوهایی به زبان‌های فارسی، کردی، ارمنی و بلوچی به منظور ایجاد تفرقه و فتنه‌های مذهبی در داخل ایران کرد. بیشترین دخالت‌های دولت عراق به هنگام بروز ناآرامی‌های داخلی در ایران، در دو منطقه کردستان و خوزستان انجام گرفت. 
یکی، دو هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با آغاز غائله کردستان، غائله‌ای دیگر در جنوب کشور و در استان خوزستان به‌راه افتاد که عامل آن جریان خلق عرب با پشتیبانی مالی، سیاسی، تسلیحاتی و آموزشی رژیم بعث عراق بود. اصلی‌ترین هدف گروهک خلق عرب، جدایی خوزستان از ایران بود.
برخی جنایات جریان خلق عرب در فاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا شروع جنگ تحمیلی، بدین شرح است:
- حمله به مردم و غیرنظامیان و انجام ترورهای کور
- تیراندازی‌های شبانه، آتش زدن بازار و غارت آن 
- حمله به انبارها، پمب بنزین‌ها و مغازه‌های بزرگ و ایجاد آتش‌سوزی در آنها
- حمله خونین و مسلحانه در ۹ خرداد ۱۳۵۸ به خرمشهر که در جریان درگیریهای این روز حداقل 40 نفر در خرمشهر شهید و تعداد بسیاری مجروح شدند.
- تلاش برای بستن پالایشگاه نفت آبادان 
- بیش از 12 مورد بمب‌گذاری در مراکز پرجمعیت خرمشهر، آبادان و اهواز
- انفجار مداوم لوله‌های نفت 
- انفجار قطار مسافربری در نزدیکی خرمشهر که سه واگن آن به‌طور کامل در آتش سوخت و مسافران آنها به شهادت رسیدند.
- راهپیمایی مسلحانه هواداران خلق عرب در خرمشهر و دیگر شهرها  
- اشغال موقت برخی از ادارات خوزستان همچون اداره کل آموزش و پرورش و دانشگاه اهواز 
از فروردین 1358 تا 26/6/1359، طبق آمار وزارت امور خارجه ایران، ارتش صدام 148 مورد تجاوز هوائی و 295 مورد تجاوز زمینی و 21 مورد تجاوز دریایی به ایران داشته است. در درگیری‌های مرزی و تجاوزات زمینی، هوائی و دریایی قبل از آغاز جنگ، حدود 105 نفر از ایرانیان به شهادت رسیدند و 548 نفر زخمی و 119 نفر اسیر شدند.
حماسه خلبانان قهرمان و سرافرازِ ایران اسلامی
به عنوان نمونه 27شهریور 1359، نیروهای متجاوز بعثی به مهران حمله کردند. بلافاصله دو فروند جنگنده اف۵ یکی به رهبری سروان محمد زارع نعمتی و دیگری ستوان یکم بیژن‌هارونی(که در نخستین روزهای جنگ تحمیلی، در 2 مهر 1359 به شهادت رسید)، برای بمباران آنها به پرواز در آمدند و روی شهر مهران بمباران نیروهای بعثی را انجام دادند که یکی از این هواپیماها هدف قرار می‌گیرد و خلبان سرافراز محمد زارع نعمتی به شهادت می‌رسد.
۲۷ شهریور 1359، سردار حسین لشکری با یک فروند هواپیمای اف۵ به همراه یک دسته پروازی برای پاسخگویی به تجاوزات بعثی‌ها، اقدام به انهدام‌تانکها و توپخانه‌هایی کرد که روز قبل پاسگاه‌های مرزی ایران را گلوله‌باران کرده و وارد خاک ایران شده بودند. پس از منهدم کردن ادوات نظامی دشمن، هواپیمای سردار لشکری دچار سانحه می‌شود و خلبان مجبور به ترک هواپیما با استفاده از چتر نجات می‌شود و در نقاط مرزی به اسارت نیروهای رژیم بعثی عراق درمی‌آید و مورد شکنجه‌های وحشتناک قرار می‌گیرد. بعثی‌ها از خلبان لشکری می‌خواستند اعتراف کند که برای حمله به آسمان عراق پرواز داشته است، اما وی با تحمل شکنجه‌های قرون وسطائی تنها می‌گفت که برای حفاظت از خاک وطن در مقابل تجاوز هوائی ارتش عراق پرواز داشته است و سربازان آنها، وی را در خاک وطن اسیر کرده‌اند و ایران فقط در پی دفاع از خود در برابر اشغالگران بوده است. خلبان لشکری جانباز ۷۰ درصد نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران بعد از تحمل ۱۸ سال اسارت، پیروزمندانه و سرافرازانه به میهن اسلامی بازگشت و در بدو ورود در دیدار صمیمانه با رهبر معظم انقلاب اسلامی مفتخر به لقب «سید الاسرای ایران» رهبری شد. امیر سرلشکر حسین لشکری سرانجام در 19 مرداد ۱۳۸۸ بر اثر عارضه‌های ناشی از دوران اسارت به شهادت رسید.
عاقبت جنگ افروزی‌های صدام و رژیم بعث
صدام و بعثی‌ها با این پیشینه و زمینه‌سازیها، هجوم همه‌جانبه‌ای را در 31 شهریور 1359 آغاز و جنگی را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند که متعاقب آن سیلی‌های مکرری را متحمل شدند و در نهایت نیز با اضمحلال و نابودی قرین گشتند.
ایران اسلامی با 8 سال دفاع مقدس بر صدام و پشتیبانانش پیروز شد و یک وجب از خاکش جدا نشد و سالها بعد سازمان ملل، عراق را آغازکننده جنگ(متجاوز) اعلام و محکوم به جبران خسارات جنگ کرد. صدام روز به روز افول کرد و در نهایت عراق اشغال و صدام بعد از مدتی متواری و پنهان شدن، مفتضحانه دستگیر و اعدام شد؛ در مقابل نهال نوپای انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی ایران به شجره‌ای طیبه تبدیل شد و از عزت و اقتداری روزافزون و بی‌نظیر برخوردار گردید.